دكتر بهادر اعلمي هرندي

به خاطر دارم شصت سال قبل موقعی که دانشجوی پزشکی در دانشکده پزشکی اصفهان بودم، آموزش چندانی در مقایسه با امروز وجود نداشت. اساتید ما اکثرا فارغ‌التحصیل دانشکده پزشکی تهران بودند. تعدادی متخصص و تعدادی پزشک عمومی، سه نفر هم فارغ التحصیل فرانسه. بیشتر درس های علوم پایه توسط پزشکان عمومی و علوم بالینی توسط متخصصین تدریس می‌شد. این اساتید بجز یکی دو نفر که کتاب‌هایی در رشته خود تالیف کرده بودند، بقیه اساتید در سر کلاس برای دانشجویان جزوه می‌گفتند. حتی بعضی از اساتید جزوه دانشجویی خود را تغییر نداده و آن را برای دانشجویان بازگو می‌کردند. اکثر کتبی که در اختیار دانشجویان بود کتاب‌های فارسی بود که اساتید دانشگاه تهران از کتب فرانسوی ترجمه کرده بودند. کتب انگلیسی در کتابخانه بسیار محدود و اگر استاد و یا دانشجویی می‌خواست کتاب فرانسه و یا انگلیسی بخرد باید آن را به یک کتاب فروشی وابسته به کلیسا در اصفهان سفارش می‌داد و چند ماه بعد آن را دریافت می‌کرد. (من خود در دوره دانشجویی چند کتاب به آن کتاب فروشی سفارش داده و چند ماه بعد دریافت داشتم) با توجه به اینکه اکثر دانشجویان زبان انگلیسی نمی دانستند کمتر از کتب انگلیسی استفاده می کردند.

وسایل کمک آموزشی اصلا وجود نداشت. سمینار و کنفرانس بندرت برگزار می‌شد. گاه و بیگاه که اساتید خارجی برای سیاحت به اصفهان می‌آمدند کنفرانس برای اساتید و دانشجویان ترتیب می‌دادند. ولی با توجه به اینکه اکثر مستمعین آشنا به زبان خارجی نبودند کنفرانس همزمان توسط یکی از اساتید ترجمه می‌شد. مقالات تحقیقی وجود نداشت. اساتید بندرت مقاله‌ای در مجلات خارجی می‌نوشتند و اگر گاهی می‌نوشتند در چند مجله داخلی چاپ می‌شد.

علیرغم کاستی‌هایی که وجود داشت، شور و علاقه اساتید برای آموزش و شوق دانشجویان برای فراگیری بسیار زیاد بود بطوریکه اکثر اساتید از صبح زود تا بعد از ظهر در بیمارستان حضور داشته و در درمانگاه و بخش در بالین بیمار هر چه می‌دانستند با علاقه به دانشجویان آموزش می‌دادند و هر دانشجو ضمن گذرانیدن بخش، کارهایی که یک پزشک عمومی بداند فرا می‌گرفت.

بطور مثال یک دانشجو در بخش زنان و مامایی 40 تا 50 زایمان طبیعی و D&C انجام می‌داد. در بخش جراحی عمومی، دوختن زخم های سطحی، برداشتن تومورهای سطحی مثل لیپوم، ختنه و باز کردن آبسه را به خوبی فراگرفته و انجام می‌داد. در بخش گوش و حلق و بینی، شستن گوش، خارج کردن جسم خارجی از بینی و گوش و حتی برداشتن لوزه ، در بخش چشم پزشکی خارج کردن جسم خارجی از چشم، اندازه گیری فشار چشم و در بخش اورژانس گذاشتن لوله در داخل معده برای شستشوی آن در مسمومین، گذاشتن لوله در حنجره و حتی گذاشتن Chest Tube. بی حرکت کردن اندام ها با آتل گیری برای شکستگی ها. در دانشکده های پزشکی که آموزشگاه عالی بهداری داشت کشیدن دندان هم به دانشجویان آموزش داده می‌شد. در بسیاری از اعمال جراحی به عنوان کمک جراح اول یا دوم شرکت می کردیم. به طوریکه دانشجویان بعد از فارغ التحصیل شدن قادر به انجام بسیاری از کارهای پزشکی بودند که امروزه فارغ التحصیلان ما قادر به انجام آنها نمی‌باشند.

امروزه علیرغم اینکه بسیاری از اساتید یا فارغ التحصیل دانشگاه‌های اروپا و آمریکا هستند و یا دوره‌هایی را در آنجا گذرانیده اند، کتب زیادی را ترجمه و یا تالیف کرده، کتب و مجلات انگلیسی به وفور در کتابخانه موجود و در دسترس می‌باشد، تعداد سمینارها و کنفرانس‌های پزشکی متعدد برگزار می‌شود و اکثرا اساتید خارجی در آنها دعوت شده و به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند و اساتید و دانشجویان ما بدون ترجمه کردن قابل درک برای آنها می‌باشد، وسایل کمک آموزشی به وفور وجود دارد، بسیاری از فارغ‌التحصیلان کارایی چندانی نداشته و پس از فارغ‌التحصیل شدن قادر به انجام کارهای اولیه پزشکی که ما در آن زمان به خوبی انجام می‌دادیم مثل زایمان طبیعی، ختنه، گذاشتن لوله در حنجره و آتل گیری نمی‌باشند. این دانشجویان با امکانات فراوانی که در اختیار داشتند معلومات تئوری را خوب فرا گرفته، مقالات تحقیقی خوبی نوشته که در مجلات معتبر خارجی چاپ می‌شوند. به طوریکه بسیاری از آنها در امتحانات U.S.M.L.E برای ادامه تحصیل در آمریکا با نمرات بالا قبول شده به خارج می‌روند ولی قادر به انجام بسیاری از کارهای اولیه نمی‌باشند. علت این امر قسمتی مربوط به اساتید و قسمتی مربوط به دانشجویان است.

اساتید و دانشیاران اکثرا مطب دارند و آنطور که باید و شاید در آموزش دانشجویان شرکت نمی‌کنند. بعضی از اساتید صبح‌ها سری به بیمارستان زده و به بیمارستان خصوصی که کار اصلی خود می‌دانند می‌روند. استادیاران هم که تمام وقت بوده و حق مطب ندارند در درمانگاه روزانه 50 تا 60 بیمار ویزیت کرده و فرصتی برای آموزش دانشجویان در درمانگاه شلوغ ندارند و یا در اتاق عمل تا نیمه شب مشغول جراحی برای کسب هرچه بیشتر K و درآمد بیشتر هستند. در این بین اگر فرصتی پیدا کنند به کتابخانه رفته  و مشغول نوشتن مقاله یا کپی برداری از مقالات دیگران و چاپ آن در مجلات داخلی و خارجی و کسب امتیاز برای ارتقا به دانشیاری هستند تا هرچه زودتر بتوانند مطب خود را دایر و به کار خصوصی مشغول شوند. دانشجویان هم به جای اینکه کتب خود را عمیق بخوانند و در بخش و درمانگاه آموزش ببینند به تست زنی مشغولند تا هرچه زودتر قبول شده و در امتحانات خارج شرکت کرده و به خارج بروند و یا در امتحانات رزیدنسی قبول شده و تخصص بگیرند. بطوریکه گاه دیده شده کشیک انترن‌ها خرید و فروش شده تا کشیک نداده و در کتابخانه به تست زنی مشغول شوند. به همین جهت هم کتاب‌های تست در رشته های مختلف وجود داشته و کلاس‌هایی هم برای آموزش آنها دایر است که بسیاری از دانشجویان در آن شرکت می کنند .

این موضوع در چند جلسه در گروه علوم بالینی فرهنگستان علوم پزشکی با اساتید بالینی مورد بررسی قرار گرفت  و طرح تحقیقاتی برای ارزشیابی برنامه آموزش دوره پزشکی عمومی در ایران توسط خانم دکتر طاهره چنگیز به عمل آمد و کارایی دانشجویان  پزشکی پس از فارغ التحصیلی مورد ارزیابی قرار گرفت. دراین تحقیق که از دانشجویان پزشکی فارغ‌التحصیل از دانشکده‌های پزشکی مختلف به عمل آمد و سئوال‌هایی که از آنها شده گویای این بود که:

  1. فقط 40 درصد از دانشجویان توانایی انجام زایمان طبیعی را داشتند، در حالیکه هر پزشک عمومی باید قادر به انجام زایمان طبیعی در یک شهر یا ده باشد. من خود در دوره دانشجویی بیش از 100 زایمان طبیعی انجام دادم.
  2. 10 درصد از دانشجویان قادر به انجام ختنه بودند. در حالیکه ختنه از اعمال بسیار ساده است که هر پزشک عمومی باید بتواند انجام دهد که یک نوزاد را برای ختنه از ده به شهر نفرستد.
  3. اندازه گیری فشار چشم عملی بسیار ساده است که می تواند شخصی را از کوری نجات دهد، در حالیکه تعداد کمی از دانشجویان قادر به انجام آن بودند.

4.     کمتر از 50 درصد دانشجویان آتل گیری و گچ گیری را می دانستند. در حالیکه در مواجهه با یک تصادف که منجر به شکستگی شده، پزشک عمومی باید بتواند آتل گرفته و بیمار را به مرکزی برای درمان بفرستد و ...

با توجه به وضعیت کشور و پراکندگی جمعیت آن و اینکه دهات و شهرهای کوچک ما جمعیت 2تا 10 هزار نفر دارند و فقط یک پزشک برای انجام کارهای درمانی به آن شهر اختصاص می‌یابد، او باید بتواند کارهای اولیه مثل زایمان، ختنه،آتل گیری برای شکستگی‌ها و دوختن زخم‌های سطحی را انجام دهد. ضمن آموزش اعمال فوق به طور عملی به دانشجویان آموزش داده شود تا در مواجهه با این بیماران دچار اشکال نگردند.

با توجه به مطالب فوق فارغ‌التحصیلان 50 تا 60 سال قبل علیرغم نداشتن اساتید برجسته، نبود کتب و مجلات، ندانستن زبان خارجی، فقدان وسایل آموزشی، کمبود سمینارها و کنفرانس های پزشکی و نبود امکانات تحقیق و نوشتن مقالات تحقیقی به مراتب کارآمدتر از فارغ‌التحصیلان کنونی هستند که اساتید برجسته‌ای دارند، کتب و مجلات مختلف فارسی و انگلیسی در اختیار دارند و بخوبی می‌توانند از آنها استفاده کنند. سمینارها و کنفرانس های متعدد با مشارکت اساتید داخلی و خارجی و بالاخره وسایل آموزشی پیشرفته هستند، در مواجهه با بیماران از کارآمدی بیشتری برخوردار بودند. به عبارت دیگر این دانشجویان را طوری آموزش می‌دهیم که در امتحانات رزیدنسی شرکت کرده و دوره تخصصی را بگذرانند و یا در امتحانات U.C.L.M و مشابهین آن شرکت کرده و پس از قبول شدن برای ادامه تحصیل به خارج رفته و در آنجا بمانند. همانطوری‌ که در بعضی دیگر از دانشگاه‌ها نظیر دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشگاه شریف انجام می‌گیرد.

 

به نظر من تنها راه نجات این آشفتگی در آموزش پزشکی تمام وقتی اساتید دانشکده پزشکی، انتخاب افرادی علاقمند به آموزش و پرداخت حقوق کافی برای گذرانیدن زندگی و حذف Fee for Service که آفت آموزش پزشکی است.