عناوین مهمترین خبرها:

همیشه موضوع طلاق در کشور ها و فرهنگ های مختلف مسئله ای ناخوشایند و جنجال برانگیز است. متاسفانه آمار طلاق در کشور ، وضعیت اسف بار و نگران کننده ای را نشان می دهد. مراجعه به مرکز مشاوره در خصوص طلاق می تواند تا حدود زیادی از به وجود آمدن طلاق جلوگیری کند. اکثر طلاق ها در سال های اولیه زندگی مشترک  اتفاق می افتد. از اين روي گفتگويي توسط واحد  روابط عمومي فرهنگستان علوم پزشكي  با دكتر دکتر علی فتحی آشتیانی  عضو گروه سلامت روان  و رئيس مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج)،   انجام گرفته است كه با هم مي خوانيم:

 

1.     از نظرشما  علل مختلف طلاق در ایران کدامند؟

ضمن تشکر از فرصتی که برای اینجانب فراهم کردید قبل از پاسخ به سوالتان، لازم است به این نکته اشاره کنم که  طلاق پدیده ای تاریخی و در عین حال فردی- اجتماعی است که با پیدایش ازدواج توام بوده است. طلاق نه تنها بر تعادل روانی دو انسان، بلکه بر فرزندان، بستگان و نزدیکان آنها به طور مستقیم و بر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه به طور غیرمستقیم اثر می گذارد. براساس شواهد آماری، وضعیت کنونی خانواده در ایران به لحاظ ثبات و پایداری، شرایط مناسبی ندارد و سیر صعودی آمار طلاق نگران کننده است. در ضمن طلاق انواع مختلفی دارد از جمله طلاق عاطفی، طلاق اقتصادی، طلاق قانونی، طلاق توافقی، طلاق اجتماعی و طلاق روانی که در این گفتگو بیشتر به طلاق قانونی ثبت شده توجه داریم.

مساله اختلافات خانوادگی و طلاق یکی از پیچیده ترین مسایل خانوادگی و اجتماعی است که می توان از ابعاد گوناگون روانشناختی، جامعه شناختی، فرهنگی و اقتصادی به بررسی آسیب شناسی و علل آن پرداخت. مهمترین علل روانشناختی اختلافات زناشویی، جدایی و طلاق براساس یافته های پژوهشی که در ایران انجام شده است، عبارتند از:

-         عدم آمادگی برای تشکیل زندگی مانند ناپختگی روانی و شخصیتی و هویت سردرگم،تاکید بر خواسته‏هاي شخصي، عدم تحمل نظرات مخالف؛

-         ضعف در مهارت‏های زندگی (مهارت برقراری رابطه مؤثر با یکدیگر و دیگران، مهارت­ حل مسأله، مهارت مدیریت استرس، مهارت حل تعارض، مهارت تصمیم­گیری، مهارت روابط جنسی، مهارت مدیریت خشم و پرخاشگر و ...)؛

-         مشکلات ارتباطی مانند ضعف در درک متقابل زوجین از یکدیگر؛ ضعف در درک تفاوتهای فیزیولوژیکی، فرهنگی و نیازهای متقابل زوجین؛ ضعف در تفاهم و همدلی؛ کمبود صمیمت، محبت، مهربانی و ابراز علاقه به یکدیگر؛ کمبود فعالیتهای مثبت مشترک بین زوجین؛ ضعف در ایفای نقش مناسب؛ ضعف در حمایت و پشتیبانی از یکدیگر؛ افزایش خشونت و پرخاشگری و سوء رفتار؛

-         اعتیاد به مصرف مواد و الکل و روان‏گردان‏ها (تریاک، هروئین، حشیش، کراک، شیشه، گل و ...)؛

-         اعتیاد به اینترنت، شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی؛

-         دخالت اطرافیان و تعارض با خانواده همسر؛

-         ابتلای به بیماری‏های جسمانی و اختلالات روانی (مانند اختلالات سایکوتیک؛ اختلالات شخصیت از جمله اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت وابسته، اختلال شخصیت خودشیفته و ...)؛

-         خیانت و روابط فرازناشویی و روابط جنسی خارج از چهارچوب زندگی؛

-         مشکلات در روابط جنسی مثل ناتوانی جنسی، بی میلی جنسی، سردمزاجی، انزال زودرس، استفاده از شیوه‏های نامناسب برای ارضای نیازهای جنسی و سایر موارد دیگر.

 

بدون تردید ابعاد جامعه شناختی، فرهنگی و اقتصادی هم در بروز طلاق نقش مهمی دارند و توجه به آنها هم لازم است. برخی از مهمترین این موارد عبارتند از:

-         تنزل ازدواج از يك امر مقدس و الهی به يك قرارداد اجتماعي،

-         تضعیف باورها و ارزشهای دینی در جامعه و خانواده،

-         تغییر در نقش جنسیتی زنان با توجه به تحصیلات عالی، کسب جایگاه شغلی بالا، درآمد و استقلال مالی، حضور در عرصه های اجتماعی و سیاسی و احساس عدم نیاز به مردان برای مدیریت زندگی؛  

-         کاهش ایفای نقش و تاثیر والدین و بزرگان خانواده در کاهش مشکلات زوجین جوان؛

-         تغییر ارزشهای فرهنگی خانوادگی مانند کاهش قبح طلاق، بی توجهی به اهمیت صبر و بردباری در برابر مشکلات زندگی و حفظ ثبات و پایداری خانواده؛

-         گرفتن امتياز در شروع زندگي مشترك تحت عنوان شروط ضمن عقد از جمله حق طلاق؛

-         الگوبرداري از سبك زندگي غربي و تجربه روابط جنسي پيش از ازدواج؛

-         انتظارات غیرواقع بینانه و ناهمخوانی با اهداف ازدواج و چشم و هم چشمی ها؛ 

-         مشکلات حقوقی و قانونی از جمله محکومیت به حبس طولانی مدت

-         بیکاری و ناتوانی در تامین مخارج و مایحتاج زندگی و ...

 

بر اساس اظهارات مراجعه کنندگان برای جدایی، علت طلاق های ثبت شده در سازمان ثبت احوال به ترتیب فراوانی و اولویت عبارتند از: دخالت خانواده ها، محقق نشدن شروط ضمن عقد، ترک زندگی، اعتیاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی، استنکاف از دادن نفقه، فقر مالی، ضرب و شتم یا سوء رفتار مستمر، اختلالات روانی، ازدواج مجدد زوج، محکومیت قطعی به حبس، ارتباط نامشروع، مشکلات و اختلالات جنسی، ابتلا به بیماریهای صعب العلاج.

 

2. میزان طلاق در چه سنی از همه بیشتر است؟

در ابتدا اشاره کنم که الگوي سني ازدواج در ایران، طي نيم قرن اخير با تغييراتی همراه بوده است. به گونه اي که ميانگين سن در اولين ازدواج زنان از حدود 4/18 سال در 1345 به حدود 4/23 سال در 1397 رسیده است و در مردان این شاخص از 6/25 به 1/28 سال رسيده است. در ارتباط با طلاق، بیشترین آمار طلاق در مردان در گروه سنی 30 تا 34 سال و در زنان در گروه سنی 25 تا 29 سال است. اگر چه 5 سال قبل و بعد از آن در هر دو جنس در رتبه بعدی قرار دارد. به عبارت دیگر در زنان بین 20 تا 34 سال و در مردان بین 25 تا 39 سال اکثر طلاق ها رخ داده است. سالهایی که بهترین فرصت و زمان برای تولید مثل و فاصله سنی مناسب با فرزندان است.

 

3. چه آموزشهایی لازم است به جوانان قبل از ازدواج داده شود تا آمار طلاق کاسته شود؟

آمارها و اطلاعات بیانگر این است که با موضوع و رویداد جدی در جامعه رو به رو هستیم. به عبارت دیگر طلاق ناپسندترين حلال است به شرطي كه با در نظر گرفتن جميع جوانب و در زمان خود انجام شود. ولی به دلیل آنکه عوامل پرشماري در بروز این آسیب اجتماعی نقش دارند و موضوعي چند وجهي است، هر یک از ابعاد آن مي بايست مورد توجه قرار گيرد و آموزشهای متناسب با آن ارایه گردد. به همین دلیل راهکار ساده و سر راستی ندارد و برای کاهش میزان و پیامدهای آن لازم است از ابعاد مختلف به آن پرداخته شود. به علاوه لازم است همه نهادها و سازمانهایی که به گونه ای با این معضل اجتماعی ارتباط دارند با آن درگیرشوند. بر این اساس در ادامه به چند پیشنهاد اشاره می گردد.

  • آموزش ویژه برای متخصصان

قبل از جاری شدن حکم طلاق، لازم است زوجین متقاضی، مورد بررسی و مشاوره روانشناختی توسط روانشناسان و روانپزشکان آموزش دیده در این حوزه قرار گیرند. علل و عوامل موثر در بروز آن را مورد بررسی دقیق قرار دهند و در صورت امکان، درصدد پیدا کردن راههایی برای ادامه زندگی برآیند. با آگاهی از این نکته که به هر قيمتي درصدد حفظ زندگي مشترك برآمدن، چاره كار نيست و طلاق عاطفي گاهی ممکن است پیامدهای بسيار بدتری از طلاق قانونی داشته باشد. اين موضوعي است كه مي‏بايست مورد توجه سازمانهای ذیربط از جمله قوه قضائیه و دانشگاه ها قرار گيرد و با ارایه آموزشهای تخصصی، در صدد تربیت متخصصان سلامت روانی آموزش دیده که با پروتكلهای پيشگيري از طلاق بخوبی آشنا هستند، برآیند و اجازه ورود به افراد بدون دیدن آموزشهای لازم و کسب مجوز مربوطه داده نشود.

 

  • آموزش پیش از ازدواج

به منظور پيشگيري در سطح اول، ارایه آموزشهای زیر به جوانانی که قصد ازدواج دارند لازم است:

شناخت كافي زوجين از يكديگر پيش از ازدواج، همسان گزيني و هم كفو بودن زوجين، آشنایی با تصميم‏گيري درست و منطقی. آشنایی با مهارتهای زندگی (مهارتهای ارتباطی، مهارت کنترل خشم، مهارت مدیریت استرس، مهارت حل مساله و تعارضات زناشویی  و ...). آشنایی با مؤلفه های زیستی و روانشناختی طرف مقابل. آموزش فرهنگ صبر، بردباری، گذشت، كنار آمدن با شرايط سخت زندگی، پذيرش يكديگر، درک و تفاهم با یکدیگر، تعیین انتظارات منطقی و معقول از یکدیگر، تعیین خط قرمزها، تعامل و سازگاری براي تداوم و ثبات زندگي مشترك.

 

آشنایی با این مفاهیم و مهارتها و آموزش لازم در این زمینه ها، مي‏بايست توسط خانواده ها، رسانه ها و آموزش و پرورش توسعه و گسترش یابد تا پيامدهاي منفي آن براي جامعه و خانواده ها كمتر شود. به عبارت دیگر هرچقدر ازدواج آگاهانه تر باشد، آمار طلاق پايين­تر خواهد آمد.

 

  • پذیرش گذار فرهنگی

باید بپذیریم جامعه و کشور ما در حال گذار از سنت به مدرنیته و پست مدرن است. ویژگیهای مدرنیته، رشد و گسترش سرمایه داری و مصرف زدگی، افزایش تغییرات اجتماعی و تغییر در ارزشها و هنجارهای وابسته به آن، تغییر در نقش های جنسیتی زنان (از بین رفتن کار خانگی، افزایش مشاغل بیرون از خانه، ارتقای تحصیلی، بهره مندی از حقوق و مزایای اجتماعی برابر مردان، حضور در عرصه‏های سیاسی و اجتماعی و ...) ، بالا رفتن میزان تحرک اجتماعی (مهاجرت درون مرزی و برون مرزی، جابجایی در جایگاه و نقش اجتماعی و برخورداری از شرایط اقتصادی بیشتر (نوکیسه ها)، جاذبه‏های تفریحی و ...)، دگر گونی نقش نوجوانان و جوانان (تحرک، کنجکاوی، گرایش به شادی و نشاط به هر شکل ممکن، مقاومت در برابر اقتدار والدین و بزرگسالان و ...) و ایجاد نوعی فرهنگ ویژه برای خود (چت، شبکه‏های اجتماعی، موسیقی، مواد، تفریحات، همباشی و هم خانگی بدون ازدواج رسمی و ...) است. مهمترین اثرات مدرنیته تغییر نگرش در نوجوانان و جوانان، افزایش سطح انتظارات و پدیده چشم و هم چشمی، پاشیده شدن زندگی زناشویی، طلاق، افزایش گرایش به مواد (گل، کراک، شیشه، ...)، افزایش سقط جنین، افزایش بیماری های مقاربتی، افزایش میزان ابتلا به ایدز (HIV) و ویروس پاپیلوم انسانی (HPV)، افزایش خانواده های تک سرپرست (زن سرپرست یا مرد سرپرست) و ....

چه بخواهیم و چه نخواهیم گذار به مدرنیته در حال رخ دادن است و اگر می خواهیم با پیامدهای این گذار کمتر مواجه شویم لازم است در وهله اول آن را بخوبی بشناسیم و در وهله بعد خودمان را برای مواجه شدن با پیامدهای آن مجهز کنیم. اگر در گذشته الگوی خانواده گسترده برای آماده سازی نسل جوان برای پذیرش مسئولیت های زندگی اجتماعی از جمله ازدواج نقش اساسی بعهده داشت و ریش سفیدان خانواده، بيمه‏اي براي حل مشکلات جوانان و ادامه زندگي مشترك آنان بودند. امروزه با تغييرات فرهنگي در جامعه، شیوه های تربیتی خانواده ها باید با وضعیت گذار تطابق داشته باشد. بعلاوه نظام آموزش و پرورش برای کم رنگ کردن تبعات و پیامدهای مدرنیته، لازم است برنامه درسی متناسب با وضعیت گذار داشته باشد و نسل جوان را با تغییر نقش‏های جنسیتی آماده کند. وزارت ارشاد و نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور و رسانه ها نقش مثبت و موثری در جهت فرهنگ سازی و اصلاح نگرش جوانان به منظور مقابله با این پیامدها، ایفا نمایند. جامعه مدرن به جوانانی نیازمند است که دارای استقلال، قدرت تمیز، قدرت تصمیم گیری بالا، اعتماد به نفس بالا، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی بالا و در مجموع از هویت رشدیافته برخوردار باشند. اگر این ویژگیها را در خانواده، مدرسه و جامعه کسب نکنند، دچار تضاد و تعارض و سردرگی در هویت می شوند و ترس از ازدواج، نگرانی از آینده، نگرانی از پذیرش مسئولیت، اختلافات زناشویی و طلاق، نتیجه طبیعی این شرایط خواهد بود.

 

  • تغییر نگرش فرهنگی

با توجه به اینکه حدود نیمی از طلاق ها در 5 سال اول زندگی مشترک رخ می دهد. بررسی این نکته که چند درصد از این طلاق‏ ها، منجر به ازدواج دوباره مي‏گردد، لازم است. چون اولا بسیاری از این افراد در سنین 20 تا 40 سالگی قرار دارند و از یک سو نیازهای عاطفی و هیجانی در اوج خود قرار دارد و از سوی دیگر فرصت ازدواج و باروری براي آنها وجود دارد. ثانیاً عدم ازدواج این گروه به پیامدها و آسیب های اجتماعی دیگر از جمله روابط فرازناشویی با افراد متاهل (چه زن و چه مرد)، دامن می زند که خود این مساله، تبعات و مشکلات دیگری را بوجود می‏آورد. لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزی برای تغییر نگرش در جامعه صورت گیرد و افراد طلاق گرفته به ویژه خانم ها، تشویق و ترغیب به ازدواج مجدد شوند. در این زمینه نقش وزارت ارشاد اسلامی و رسانه های گروهی از جمله صدا و سیما، با ساختن کلیپ های آموزشی و فیلم‏ها و سریال‏های از اهمیت بالایی برخورد است.

 

·         مداخلات روانشناختی بعد از طلاق

بعد از طلاق، افراد جداشده (چه مرد و چه زن به ویژه زنان)، با پیامدهای روانشناختی متعددی از جمله احساس پشیمانی، احساس گناه و افسردگی رو به رو می شوند. پيامدهاي عميقي كه طلاق در جامعه بجای مي گذارد و عوارض كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدتي كه ايجاد مي كند، باید مورد توجه قرار گیرد. لازم است افراد مطلقه از نظر روانشناختي بازسازي شوند تا بتوانند نقش خودشان را در جامعه به خوبی ایفا کنند. بر این اساس لازم است متخصصان سلامت روانی آموزش های لازم را برای کمک به این گروه دیده باشند تا با کمک های خود، میزان و تبعات روانشناختی این رویداد را به حداقل برسانند و افراد را به جامعه و کار بازگردانند. به علاوه به آسيب‏های روانشناختی كودكان بعد از طلاق نيز مي بايست توجه جدی شود.

 

  • سیاست گذاری
  • آمادگی قبل از ازدواج: تشويق و ترغيب جوانان به ازدواج و فراهم کردن تسهيلات برای ازدواج آنان، بدون آمادگی برای این مهم، گاهي خود زمینه ساز طلاق می شود. قبل از ازدواج آمادگی از نظر سلامت روانی و پختگی شخصیتی، آشنایی با مهارتهای زندگی و ارتباطی، توانایی مدیریت زندگی، توانایی برقراری ارتباط زناشویی، تامین نیازها و مدیریت مالی، آشنایی با شیوه های تربیتی و فرزند پروری، آشنایی با ویژگی های روانشناختی جنس مقابل، توانایی مدیریت ارتباط با خانواده ها و دوستان و ... لازم است. لذا در تدوین سند پيشگيري از طلاق، لازم است متخصصين سلامت روانی (روانشناسان و روان‏پزشكان) حضور فعال و جدی داشته باشند.

 

  • تاکید بر مشاوره پيش از ازدواج: به دلیل اهمیت شناخت كافي زوجين از يكديگر پيش از ازدواج و كمك به زوجین در انتخاب مناسب همسر، سازگاري، نحوه مقابله با تعارضات، ميزان كفويت، همسان گزيني و گزينش صحيح، تبيين روابط صحيح، سن مناسب ازدواج، جلوگيري از ازدواج هاي تحميلي، ارزیابی روانشناختی زنان و مردان (اسکیزوفرنی، آشفتگی- افسردگی، پارانوئید، اختلالات شخصیتی، سردمزاجی، ناتواناییهای جنسی و ...)، و ... تاکید بر مشاوره پيش از ازدواج توسط روانشناسان و متخصصین سلامت روانی آموزش دیده و متعهد پیشنهاد می گردد.

 

  • صلاحیت متخصصان: صلاحيت افرادي كه در حوزه مشاوره پيش از ازدواج و حل تعارضات و ناسازگاری‏ها بعد از ازدواج وارد مي شوند بسيار مهم است. مي‏بايست مداخلات و اقدامات تخصصي برای این گروه صورت گيرد و ساماندهي اين بخش و تقويت بنيه علمي روانشناسان و مشاوران اهميتي اساسي دارد.

 

  • آزمایش اعتیاد: سال‏هاست قانون ناكارآمد آزمايش اعتياد پيش از ازدواج (كه هيچگاه مثبت بودن آن منجر به عدم ادواج نشده) اجرا مي‏شود. لازم است در این زمینه تجديد نظر صورت گیرد و روشهای کارآمدتری جایگزین گردد.

 

  • وضع قوانین مورد نیاز: لازم است مجلس شورای اسلامی در ارتباط با حقوق خانواده، ازدواج و طلاق، حقوق زنان به ویژه زنان آسیب پذیر، مهریه، حق حضانت فرزند و ... قوانین را متناسب با تغییرات فرهنگی- اجتماعی به روز رسانی کند و این مسایل توسط قانونگذار مورد حمايت قرار گيرند. ضمن اینکه اصرار بر اجرايي کردن برنامه هايي که هدف آن صرفاً کاهش آمار طلاق باشد مي‏تواند با پیامدهای دیگری مواجه شود. در برنامه ها توجه به کودکان طلاق، فراهم کردن بستر ازدواج مجدد افراد مطلقه، حمايت از زنان مطلقه و مردان جدا شده مي تواند ضروري‏تر و مهم تر از کاهش طلاق باشد.

 

  • امید به زندگی بهتر: توجه به سرمایه روانشناختی، ایجاد فضاي شاد و با نشاط، بهزیستی، اميدواري، افزایش تاب‏آوری، خودکارآمدی و نستوهی همراه با خوش بيني مي‏بايست مرتباً در جامعه تبليغ گردد. در اين ارتباط نقش رسانه ها به ویژه صدا و سیما و روحانيت مي‏بايست مورد توجه جدی قرار گيرد.

 

  • حمایت بیمه ها: به نظر می رسد لازم است بیمه ها تدابير پيشگيرانه داشته باشند. لازم است بيمه ها هزينه بخشي از مشاوره های پیش از ازدواج، مشاوره های حین ازدواج و تشکیل خانواده، مشاوره های قبل از طلاق، آموزش‏هاي پيشگيرانه، برنامه هاي مداخله در بحران، خطوط مشاوره تلفني و ... را بپردازند.

 

 

  • نهادهای آموزشی: لازم است توسط دو نهاد مهم آموزشي كشور (آموزش و پرورش و آموزش عالي)، در ارتباط با ازدواج و همسرگزیني درست، برنامه های آموزشی مناسبي تدوین و اجرا گردد و براي پيشگيري از طلاق از سنين پايين،  فرهنگسازي صورت گيرد.

 

  • رسانه ها: رسانه هاي گروهي از جمله صدا و سيما در راستای تحکیم بنیان خانواده و پیشگیری از طلاق، می توانند نقش اساسي ايفا كنند.

 

  • مدیریت یکپارچه امور خانواده: برنامه‏های تحكيم بنيان خانواده لازم است متولي مشخصي داشته باشد. ساماندهی و مدیریت يكپارچه موضوع خانواده از جمله طلاق از اهمیت بسزایی برخوردار است. تشکیل کارگروهی متشکل از نمایندگان تام الاختیار قوه قضائيه، قوه مقننه، ناجا، وزارت ارشاد، صدا و سیما، آموزش و پرورش، حوزه علمیه و ساير سازمانهایی که در اين ارتباط اقداماتي انجام مي دهند، لازم است. با توجه به اهميت موضوع ازدواج و خانواده و پيشگيري از طلاق، اقدامات این کارگروه می تواند در راستای حساس سازي، شاخص سازي، الگوسازي، ظرفيت سازي و فرهنگ سازي باشد و مقدمه ای برای برنامه ریزی در جهت تصویب وزارت ازدواج و خانواده گردد.

 

4. آیا درست است که در ایران از هر دو ازدواج یک مورد به طلاق می انجامد؟

خیر، در این حد درست نیست. همانطور که عرض شد نسبت طلاق به ازدواج طی 15 سال گذشته روند افزایشی داشته است. به گونه ای که در کل کشور، در سال 1383 به ازای هر 8/9 ازدواج یک طلاق، در سال 1390 به ازای هر 1/6 ازدواج یک طلاق و در حال حاضر به ازای هر 5/3 ازدواج یک طلاق ثبت می شود. البته این میزان در استانهای مختلف متفاوت است. در برخی از استانها ممکن است این میزان کمتر باشد مثلا به ازای هر سه ازواج یک طلاق ثبت شود و برعکس در برخی دیگر از استانها، به ازای هر 10 تا 15 ازدواج یک طلاق ثبت گردد. ضمن اینکه همانطور که عرض شد، اين نسبت در گروه‌هاي سني مختلف متفاوت است. افزون بر آن بر اساس آمارهای اعلام شده حدود 14 درصد طلاق‌های ثبت شده مربوط به سال اول زندگی و 5/48  درصد طلاق‌ها مربوط به 5 سال اول زندگی مشترک است.

 

5. آیا شما موافق انجام یک سری تستها مثل تست میزان سازگاری زن و شوهر، تست هوش اجتماعی، تست بلوغ عاطفی، تست احساس مثبت به همسر، تست میزان تمایل جنسی و تست شیوه های فرزندپروری، برای همه جوانان قبل از ازدواج هستید؟

با اینکه هر فرد بدون بررسی و نیاز، تحت آزمونهای مختلف چه آزمونهایی که به آن اشاره کردید و چه آنهایی که به آنها اشاره نشد ولی از اهمیت زیادی برخوردارند، قرار گیرد، موافق نیستم. آزمونهای روانشناختی مثل آزمایشهای پاراکلینیکی، ابزارهای کمکی هستند که به متخصص برای ارزیابی دقیق تر و کمک بیشتر به مُراجعین به کار گرفته می شوند. ولی برحسب نیاز و شرایط هر مُراجع می توانند متفاوت باشند. اینکه هر مُراجعی که از راه می رسد به مجموعه ای از آزمونها پاسخ دهد نه علمی است، نه منطقی و نه از نظر اقتصادی درست.

جستجو

پیوندها

 

 

 

فصلنامه ارتقاي سلامت

گزارش و گفتگو

به-مناسبت-اتمام-خدمات-رسانی-موفق-بخش-سلامت-کشور-در-اربعین-98سپید جامگان مسیر بهشت خدا قوت   دکتر محمدرضا...
ناخوشی-های-روانی-قرابت-و-نزدیکی-با-پدیده-اعتیاد-دارند   گفتگو با دكتر محمد باقر صابری زفرقندی،  عضو گروه...

ورود به سایت