دکتر نورالدین هادوی، قدیمی‌ترین طبیب داخلی ایران  و عضو افتخاري فرهنگستان علوم پزشكي كشور در سن 98 سالگي به ديار باقي شتافت .

 وي از موسسين نخستين انجمن هاي علمي پزشكي كشور بود كه از مهم ترين آنها تأسيس انجمن متخصصان كليه، انجمن متخصصان بيماري هاي درون ريز و انجمن متخصصان طب داخلي را مي توان نام برد.

دكتر نورالدين هادوي در سال 1299 شمسي در يك خانواده روحاني در اصفهان متولد شد. پدر خود را كه يكي از مدرسين حوزه علميه نجف اشرف و كربلاي معلي بود و بنا به دعوت حوزه علميه اصفهان بدان جا مراجعت كرده بود، در يك سالگي از دست داد. وي تحصيلات ابتدايي را در دبستان فردوسي و متوسطه را در دبيرستان سعدي اصفهان گذراند و در سال 1316 شمسي با كسب رتبه اول آزمون ورودي دانشكده پزشكي دانشگاه تهران، تحصيلات عالي را آغاز و در سال 1322 شمسي از آن دانشگاه فارغ التحصيل شد. دكتر هادوي پس از گذراندن دوره يك ساله خدمت وظيفه عمومي، در سال 1324 در امتحان ورودي دستياري در سه بخش جراحي، داخلي و زنان شركت و در هر سه رشته مقام اول را به دست آورد ولي رشته بيماري هاي داخلي را برگزيد و در بخش بيماري هاي داخلي بيمارستان رازي مشغول به كار شد.

سپس در سال 1325 در مسابقه رييس درمانگاهي (استادياري) بيماري هاي كودكان شركت كرد و با كسب رتبه نخست اين مسابقه به سمت رييس درمانگاهي طب كودكان بيمارستان اميراعلم برگزيده شد. وي همچنين در سال 1327 در بين 12 پزشك شركت كننده در مسابقه انتخاب دانشيار نظري بيماري هاي داخلي، مقام اول را از آن خود كرد و براي دانشياري بيماري هاي داخلي و تدريس در دانشگاه، با حفظ سمت رياست درمانگاه كودكان، انتخاب شد. دكتر هادوي در سال 1331 با موافقت دانشگاه و دعوت دولت فرانسه، بدان كشور عزيمت كرد و در مدت سه سال اقامت، علاوه بر تحصيل و كسب تجربه در رشته بيماري هاي غدد درون ريز و كارهاي عملي و آزمايشگاهي به تكميل مطالعات خود در زمينه بيماري هاي كودكان، كليه و قلب پرداخت.

استاد هادوي در طي سال هاي متمادي فعاليت دانشگاهي خود مقالات متعددي در مجلات معتبر داخلي و خارجي تدوين نموده و نيز كتاب هاي بيماري هاي كليه، معده و اثني عشر، بيماري هاي روده، بيماري هاي مجراي صفرا، بيماري هاي كبد، بيماري هاي ناشي از آلرژي و حساسيت، بيماري هاي جنب و مدياستن، بيماري قند و فصولي از دو جلد كتاب بيماري هاي داخلي مربوط به غدد درون ريز بيماري هاي ناشي از مسموميت ها، از جمله تأليفات وي بوده است. به علاوه ترجمه برخي كتب از قبيل بيماري هاي كبد تأليف پروفسور شرلاك و بيماري هاي ديابت و عوارض آن با نظارت و راهنمايي ايشان، صورت گرفته است.

از ديگر تلاش هاي علمي او مي توان به حضور فعال و مستمرش در كنگره هاي داخلي و خارجي اشاره كرد. استاد از موسسين نخستين انجمن هاي علمي پزشكي كشور مي باشد و از مهم ترين آنها تأسيس انجمن متخصصان كليه، انجمن متخصصان بيماري هاي درون ريز و انجمن متخصصان طب داخلي را مي توان نام برد. همچنين ايشان عضو انجمن متخصصان كودكان ايران، انجمن متخصصان آلرژي ايران و انجمن متخصصان پوست ايران بوده است. در مدت 40 سال فعاليت علمي، مسووليت هاي مهمي برعهده داشته كه مي توان به اين موارد اشاره كرد: مشاور و پزشك بيماري هاي كودكان در شيرخوارگاه تهران، مشاور و پزشك بيماري هاي كودكان در درمانگاه كودكان وزارت بهداري، رياست بخش طبي بيمارستان راه آهن، رياست بخش طبي بيمارستان شهرداري، مشاور سازمان مشترك بهداشت كودكان و مادران، همكاري با شوراي توسعه و تشويق پژوهش هاي علمي وابسته به وزارت علوم و آموزش عالي، رييس كميته پژوهشي و رياست بخش هاي 1و2 بيمارستان امام خميني فعلي، عضويت در كميته شوراي همكاري و تنظيم امور دارويي وزارت بهداري، عضويت در كميته سه نفره دانشكده پزشكي براي تهيه و كاربرد واژه هاي علمي فارسي، عضويت در كميته بررسي داروهاي وارداتي و تقليل آنها، عضويت در شوراي فني موسسه گياهان دارويي كشور، عضويت در هيأت مشاوران مجله ماهانه دانشكده پزشكي، عضويت افتخاري فرهنگستان علوم پزشكي، رياست انجمن بيماري هاي كليه، نائب رييس انجمن بيماري هاي غدد.

استاد پيشكسوت دانشگاه به خاطر تلاش هاي علمي و سختكوشي هاي فراوانش به كسب تقديرنامه هاي متعددي نائل آمده، كه از آن جمله است: تقديرنامه از پروفسور ابرلن، رييس وقت دانشكده پزشكي به مناست فعاليت دو جانبه تدريس و اداره درمانگاه كودكان؛ تقديرنامه از پروفسور پاستور والري راد براي تأليف كتاب آلرژي؛ تقديرنامه از پروفسور لوسين دوژن استاد بيماري هاي غدد درون ريز دانشگاه پاريس؛ تقديرنامه از انجمن بيماري هاي كليه ايران؛ تقديرنامه از شوراي توسعه و تشويق پژوهش هاي علمي وابسته به وزارت علوم و قدرداني از طرف دانشكده پزشكي دانشگاه تبريز؛ لوح سپاس از انجمن غدد مترشحه دروني ايران.

سرانجام استاد هادوي، در سال 1358، پس از 35 سال خدمت بنا به درخواست شخصي بازنشسته شد، اما 20 سال بعد از آن هم در دانشگاه علوم پزشكي تهران به فعاليت پرداخت.

بخشي از خاطرات مرحوم  استاد هادوي

دكتر هادوي در مورد دوران تحصيل در دانشكده پزشكي چنين گفت: پروفسور ابرلين از فرانسه، تغييراتي را براساس اسلوب دانشگاه هاي فرانسه در دانشگاه تهران ايجاد كرد، بطوري كه در سال 1320براي نخستين بار در زمان رياست او، كنكور انترن ها برگزار شد. سال چهارم پزشكي بودم كه در اين كنكور شركت كردم و در بين كلاس هاي چهارم، پنجم و ششم مقام اول را احراز كردم و با سمت انترن فني بيمارستان هاي تهران براي مدت سه سال، مشغول فعاليت هاي آموزشي و عملي شدم. بعد از اتمام خدمت سربازي، در دوره دانشياري داخلي، در خدمت دكتر وكيلي بودم و بعد از چند سال شروع به تدوين حدود 9 جلد كتاب به عنوان رفرنس دانشجويان كردم كه مكراً تجديد چاپ شد.

ايشان در بخشي از گفته هايشان مي افزايد :  با توجه به خدماتم، كتبي كه نوشته بودم و رضايتي كه دانشجويان از من داشتند، دانشگاه علوم پزشكي تهران به صلاحيت استادي ام رأي داد و استاد بيماري هاي داخلي شدم. بعد از اينكه خود درخواست بازنشستگي كردم، حدود 20 سال با دانشگاه همكاري داشتم. بعد از آن هم در مطب مشغول به كارم و الآن مريض هاي محدودي را ويزيت مي كنم

دكتر هادوي در مورد الگوهاي خود و اساتيد بزرگي كه محضرشان را درك كرده، با بيان ويژگي هاي شخصيتي و علمي آنها گفت: استاد مرحوم دكتر قريب برايم الگو بود. ايشان استادي باسواد، نكته سنج، دلسوز، اهل مطالعه و پايه گذار طب كودكان ايران بود. در هر بيمارستاني كه بودم در كنفرانس هايش شركت مي كردم. استاد مرحوم دكتر صادق پيروز عزيزي استاد بيماري هاي داخلي كه انتخاب رشته بيماري هاي داخلي به عنوان حرفه اصلي خود را مديون راهنمايي و تشويق ايشان هستم. مرحوم دكتر مهدي آذر، پزشكي دانشمند،  جامع شرايط علمي، عملي و در عين حال انساني شريف بود. پروفسور ماكس ماير آلماني، استاد گوش و حلق و بيني داراي نظم و ديسيپلين بود. مرحوم پروفسور شمس در بيمارستان فارابي يكي از فعال ترين و مجهزترين بخش هاي آموزشي دانشكده پزشكي را دارا بود. مرحوم دكتر وكيلي كه افتخار دانشياري و سپس در سمت استادي افتخار همكاري را با ايشان داشتم، استادي بي نظير در تدريس، داراي نظم، دلسوز و بسيار با محبت بود. سرانجام مرحوم دكتر اقبال و مرحوم دكتر جهانشاه صالح كه لازم مي دانم از ايشان يادي كنم.

استاد هادوي در مورد انتخاب حرفه پزشكي خود اظهار داشت: اگر صد مرتبه بدنيا بيايم حرفه پزشكي را انتخاب مي كنم. البته مي دانم براي خانواده سخت است و زحمت دارد، بيداري هاي شب دارد، اما خوشبختانه همسرم ليسانسيه مامايي است و درد من را خوب حس مي كند و هميشه با من همكاري داشته و از ايشان خيلي ممنونم. يك فرزند دارم، او روانشناس است و در آمريكا زندگي مي كند. خيلي خوشحالم كه پسرم همانند من در رشته اي كه با بيماران ارتباط دارد مشغول به خدمت است.

استاد با تجربه دانشگاه در بيان توصيه اي به دانشجويان پزشكي افزود: هيچ وقت در طبابت به فكر جمع آوري پول نبودم. اگر به پرونده بيمارانم مراجعه كنيد، ملاحظه مي كنيد كه نوشته ام، بيمار هرقدر تخفيف مي خواهد، موافقت كنيد. نمي خواهم كه بيمار ناراضي باشد. سعي كرده ام به كسي تعدي نكنم و هر كاري كه از دستم بيرون مي آيد، براي ديگران انجام دهم. وقتي قلم روي كاغذ مي گذارم تا نسخه بنويسم، وجدانم را در نظر مي گيرم. اگر بدانم كه با اين نوشتن به بيمار خدمت مي كنم اين كار را انجام مي دهم وگرنه معذرت خواهي مي كنم. تصور مي كنم، اگر كسي در صدد جمع آوري مال و ثروت است، بهتر است كه سراغ طب نرود. اگر انسان با ديد مالي به طب نگاه كند، كار اشتباهي است و بايد چنين كسي را به طب راه نداد و يا خودش وارد نشود. پزشك بايد كاملاً به فكر بيمار و غمخوار او باشد.

وي با بررسي ارتقاء سطح علمي دانشگاه از دو جنبه، خاطر نشان كرد: يكي صلاحيت و فعاليت دانشجو و ديگري مربوط به دانشگاه است. موقعي كه خودم تحصيل مي كردم، تنها به درس استاد اكتفا نمي كردم. هروقت سر كلاس استاد مي رفتم، قبلاً درس را خوانده بودم و مي دانستم كه استاد مي خواهد چه چيزي بگويد. يعني بيشتر دانشجو است كه بايد به خودش زحمت بدهد. دانشگاه قدرت دارد تا وسايل تحصيل را فراهم كند، اما ايده آل نيست. بايد خود دانشجو فعاليت بيشتري كند. بطور مثال در يك كلاس با شرايط واحد، 3-2 نفر خيلي خوب و برجسته اند، ولي بقيه متوسط اند. آن 3-2 نفر برجسته خودشان زحمت بيشتري متحمل شده اند. استاد موظف است كه بذر دانش را در مغز دانشجو بكارد، خود دانشجو است كه بايد اين بذر را به بوته، درخت و گل تبديل كند و كساني كه اين كار را انجام مي دهند، اشخاص برجسته اي مي شوند. به نظر من خود دانشجو در ارتقاء علمي نسبت به دانشگاه نقش بيشتري دارد.

استاد درمورد چگونگي گذران اوقات فراغت گفت: كار اصلي ام مطالعه است. علاوه بر طب، به مطالعه در حيطه ادبيات، فلسفه و استفاده از اينترنت مشغولم و راضي هستم. به حافظ خيلي علاقمندم و تا غزلي از حافظ نخوانم، نمي خوابم. خوشبختانه فراموشي و آلزايمر نگرفته ام. تا زماني كه زنده ام براي خدمت به همنوع ام، آماده ام.

دكتر هادوي سخنانش را با اين جمله زيبا به پايان رساند: دنيا جاي آزمايش است نه جاي آرامش 

گفتني است استاد دكتر نورالدين هادوي يكم مرداد ماه سال 97  به ديار باقي شتافت . فرهنگستان علوم پزشكي كشور درگذشت اين استاد فرهخته را به خانواده محترم  ايشان  و همچنين جامعه پزشكي تسليت عرض مي نمايد. 

جستجو

فصلنامه ارتقاي سلامت

پیوندها

 

 

 

گزارش و گفتگو

ارزیابی-برنامه-دوره-پزشکی-عمومی-در-ایران-و-چالش-های-روبرو دكتر بهادر اعلمي هرندي به خاطر دارم شصت سال قبل...
خلاصه-سياستي-پيوند-پس-از-مرگ-قلبي باتوجه به اهميت بيش از پيش موضوع پيوند اعضاء در...

ورود به سایت