دسته بندی
چهارشنبه 1405/01/5 12:48
شماره :
3118
روایت یک شب شلوغ در اورژانس املش؛

وقتی مدافعان سلامت کنار مردم ایستادند

روایت یک شب شلوغ در اورژانس املش؛ وقتی مدافعان سلامت کنار مردم ایستادند
حدود دو هفته پیش مادری نگران را که پسرش در ایست‌وبازرسی‌های مردمی فعالیت می‌کرد، با حال نامساعد به بیمارستان نیکوکار املش رساندم. او با وجود تپش شدید قلب، از آمدن به بیمارستان مقاومت می‌کرد و می‌گفت در این روزها که مسافران و جنگ‌زدگان زیادی به گیلان آمده‌اند، نمی‌خواهد باری بر  دوش کادر درمان بگذارد.
با ورود به بیمارستان، شلوغی اورژانس به‌خوبی نشان می‌داد که کادر درمان در شرایطی سخت مشغول خدمت‌اند. پرستارانی که ساعت‌ها کار کرده بودند، بی‌وقفه میان بیماران رفت‌وآمد می‌کردند؛ گاهی در میان کار جرعه‌ای آب می‌نوشیدند یا بیسکویتی می‌خوردند و دوباره به بالین بیماران می‌رفتند.
یکی از پرستاران با مهربانی علائم بیمار ما را بررسی کرد و در میان کار از خانواده‌اش گفت؛ از همسری که برای تأمین نان مردم بیشتر کار می‌کند و فرزندانی که در مسجد و پایگاه محله در فعالیت‌های فرهنگی و تأمین امنیت محله نقش دارند. در آن فضای شلوغ، روحیه خدمت و همدلی کادر درمان بیش از هر چیز به چشم می‌آمد. 
از خط مقدم درمان تا جبهه مقاومت؛ همدلی مردم و مدافعان سلامت در روزهای سخت
در ادامه حضور در اورژانس، پرستار دیگری را دیدم که با وجود خستگی زیاد، با حوصله به بیماران رسیدگی می‌کرد. او می‌گفت با وجود طولانی شدن شیفت‌ها و افزایش مراجعه‌کنندگان، همکارانش بدون گلایه پای کار ایستاده‌اند، چرا که کار خود را در مقایسه با تلاش رزمندگان در خط مقدم بسیار کوچک می‌دانند.
با وجود حجم بالای بیماران، دو پزشک جوان بیمارستان با سرعت و دقت بیماران را ویزیت می‌کردند. پزشک معالج پس از معاینه اعلام کرد حال بیمار ما ناشی از استرس است و با توصیه‌هایی ساده او را آرام کرد.
آن شب بیش از هر چیز معنای «ایران همدل» را فهمیدم؛ مردمی که در میدان‌های مختلف از امنیت و دفاع گرفته تا درمان و خدمت‌رسانی، دوشادوش هم ایستاده‌اند. در چنین شرایطی، کادر درمان گیلان نیز همانند رزمندگان، در جبهه‌ای دیگر برای سلامت مردم ایستاده‌اند و تا رسیدن به آرامش و پیروزی از پای نمی‌نشینند.

نویسنده: حمیدرضا دنیادیده

X