دسته بندی
یکشنبه 1405/02/6 06:47
شماره :
3271
همکار شهید دکتر علی آریا ، پزشک بیمارستان سینا:

علی می‌توانست برود اما ماند.

دکترفرید ملکشاهی، همکار شهید دکتر علی آریا با اشاره به روحیه فداکاری دکتر آریا گفت:علی از روز اول جنگ خودش اصرار کرد که در بیمارستان بماند و مداوای بیماران را انجام دهد. در صورتی که از لحاظ قانونی رزیدنت‌ها در این شرایط وظیفه‌ای برای ماندن در بیمارستان ندارند. پدر و مادرش هم اصرار داشتند به بروجرد برود، اما علی می‌گفت: نمی‌توانم بیمارانم را تنها بگذارم؛ باید حواسم به آنها باشد.»

آن روز به خاطر یکی از بیماران بیشتر ماند و همین تاخیر باعث شد در همان ساعت حمله به میدان انقلاب به شهادت برسد.

میز کوچکی در گوشه‌ای از بیمارستان سینا با قاب عکس شهید دکتر علی آریا مزین شده؛ تصویر پزشکی خنده‌رو که اغلب همکاران و بیماران از علی در خاطر دارند. دکتر آریا اهل بروجرد بود. آرزوهای او با خدمت به بیماران به‌ویژه بیماران نیازمند و محروم گره خورده بود.

 دکتر ملکشاهی رزیدنت سال آخر رشته تخصص ارتوپدی دانشگاه تهران از دوستان صمیمی و همکار علی در بیمارستان سینا، وقتی می‌خواهد برایمان از دکتر علی آریا بگوید، این روایت بر زبانش جاری می‌شود: «مرگ علی مرا یاد شعری از سهراب سپهری می‌اندازد که می‌گفت: «مرگ ریحان می‌چیند.» این فراز واقعا مصداق بارز رفتن «آریا» بود.  آریا بی‌هیچ ادعا و چشم‌داشتی، در کنار بیماران می‌ایستاد. دلش برای بیماران نیازمند می‌تپید. بارهاوبارها، در سکوت و بی‌هیاهو، هزینه دارو و درمان بیمار را پرداخت کرد تا رنج بیماری، با رنج فقر در میزد. دکتر علی‌آریا دانشجوی ورودی سال ۱۳۹۳ پزشکی دانشگاه اصفهان، ورودی تخصص سال ۱۴۰۲رتوپدی دانشگاه تهران و متاهل بود. ۳ سال تقریبا شب و روز با هم بودیم. رشته ارتوپدی یکی از سنگین‌ترین رشته‌های تخصص از لحاظ فشار کاری است. به همین خاطر ارتباط بین هم‌دوره‌ای‌ها بسیار عمیق و صمیمی است. او انسانی سختکوش، فعال و با وجدان‌کاری مثال‌زدنی بود. طبیعی است که بعد از ویزیت ۱۵۰تا ۲۰۰ بیمار خسته یا کمی عصبی شوی، اما آریا تا لحظه آخر با حوصله و با انگیزه بیماران را معاینه می‌کرد. گاهی بین دوستان به آریا می‌گفتیم «علی تو سوخت اتمی داری یا رباتی!» خستگی‌ناپذیر و صمیمی بود، به همین خاطر جای خالی‌اش همچنان حس می‌شود.

دکتر ملکشاهی از عصر ۱۲ اسفندماه و روز پرکشیدن دکتر علی آریا می‌گوید: «آریا به معنای واقعی دلسوز بیماران بود. با صبر زیاد و حوصله فراوان به سؤالات آنها پاسخ می‌داد. حتی اگر بیمارش نبودند و به آریا مراجعه می‌کردند سعی می‌کرد کارشان را راه بیندازد. جراح درجه‌یک بود. دقیقا روزی که به شهادت رسید، همین اتفاق برایش افتاد. آن روز ۲۰ دقیقه- نیم‌ساعت زودتر از همیشه کارش در اتاق عمل تمام شد، ولی به خاطر یکی از بیماران ماند تا کار او را انجام دهد. این تاخیر باعث شد تا دکتر آریا  دقیقا در همان ساعت حمله رژیم صهیونیستی و آمریکایی به میدان انقلاب در آنجا باشد. خبر شهادتش برایمان غیر قابل باور بود. همیشه فکر می‌کنیم مرگ از ما و نزدیکانمان دور است.  وقتی رفتم میدان انقلاب و پیکرش را دیدم هنوز مرگش را باور نداشتم. ترکش‌های انفجار، آریا را از استادان، دوستان، همکاران و بیمارانش جدا کرد. جمعیت بالایی  برای تشییع پیکرش آمده بودند. این جمعیت نشان می‌دهد آریا در محضر خداوند چقدر عزت دارد.»

دکتر ملکشاهی ادامه داد: «علی دوست داشت که بعد از فارغ‌التحصیلی‌اش به بروجرد برگردد و بتواند بیماران نیازمند زادگاهش را درمان کند. معتقد بود باید نتیجه آموخته‌هایش را برای درمان آنها به کار ببرد. حتی نذرهایی هم در این رابطه داشت. مثلا، بخشی از درآمدش را می‌خواست در کار خیر هزینه و اهدا کند». شهید دکتر علی آریا دیگر بر سر بالین بیماران و در کنار همکارانش حاضر نمی‌شود ولی به یادش در محوطه بیمارستان سینا نهالی کاشته شد تا مسیر انسانی او سبز و زنده نگه داشته شود.

X