جنگ روانی و راهکارهای مقابله با آن.

دکتر مهدی عباس زاده عضو گروه سلامت معنوی اسلامی فرهنگستان علوم پزشکی کشور در این نوشتار به بررسی ابعاد فلسفی، روانشناختی و اجتماعی «جنگ روانی » در بستر تهاجم رسانهای دشمن میپردازد.
در جریان تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی به کشور ما، به گونهای فزاینده شاهد طرح و عملیات روانی پیچیده دشمن هستیم که میکوشد سایه وحشت و رعب عجیبی از لشکرکشی خود را بر فضای جامعه ما بیفکند. این طرح و عملیات روانی، قالبهایی چون صوت و تصویر و فیلم، یادداشت کوتاه بویژه توئیت و ... را به کار میگیرد و تولیدات خود از طریق رسانهها، فضای مجازی و اینترنت منتشر نموده، به سوی جامعه ما گسیل میدارد.
هوش مصنوعی نیز با الگوریتمهای سوگیرانه خود، به این طرح و عملیات روانی دشمن ضریب میدهد و حجمی بالا از محصولات مختلف را بازتولید میکند تا روان افراد و جامعه ما را یکسره درگیر کند و تخیل منفی شدیدی را برای ما شکل دهد، به گونهای که هیچ گریز و گزیری از پیامدهای آن نداشته باشیم.
در اینجا توجه به یک مبحث فلسفی میتواند مناسب باشد. فلاسفه اسلامی معمولاً عالم هستی و موجودات آن را به سه دسته محسوس، متخیل و معقول تقسیم میکنند و اینها را به مثابه سه مرتبه از عالم هستی در نظر میگیرند. عالم محسوس که موجودات مادی و زمانمند را در بر میگیرد، پایینترین مرتبه از عالم است، پس از آن و در میانه عوالم محسوس و معقول، عالم خیال یا مثال قرار دارد که موجودات آن در وضعیتی مابین مادی و مجرد قرار دارند، و در فوق همه، عالم معقول است که موجودات مجرد تام را شامل میشود.
به تناسب این عوالم، شناخت یا ادراک انسان نیز دارای سه قسم یا مرتبه است: ادراک حسی، ادراک خیالی و ادراک عقلی. قوه حس، امور مادی را ادراک میکند، قوه خیال، امور خیالی و مثالی را، و قوه عقل، امور معقول و مجرد تام را. ادراک حسی پایینترین مرتبه ادراک است، سپس ادراک خیالی قرار دارد، و پس از آن ادراک عقلی.
اما آنچه از این مبحث فلسفی، به موضوع موردنظر ما مربوط است، این است که اگر چیزی در قوه خیال یا تخیل انسان به گونهای نقش بندد که این قوه را یکسره به خود مشغول و مجذوب سازد، در این صورت چنان تأثیر شدیدی در انسان خواهد داشت که گاه از گستره تأثیر حواسو اشیای واقعی بسی فراتر میرود. بنابراین اگر تصوری از لشکری بسیار قوی و مجهز در تخیل انسان نقش بندد، وحشت و رعب انسان از چنین لشکری که در واقع نیست و رو در روی ما نایستاده است، گاه بیشتر و شدیدتر از لشکری خواهد بود که واقعاً هست و رو در روی ما ایستاده است.
بنابر نکات پیشگفته، اگر دشمن بتواند تخیل یا توهمی از یک لشکر فوق پیشرفته با فناوری بسیار بالا که هیچ نیرویی تاب ایستادگی در برابر آن را ندارد، در اذهان افراد و ذهنیت جامعه ما ایجاد کند، در این صورت گاه وحشت و رعب بیشتر و شدیدتری را در جامعه ما ایجاد کرده است تا وحشت و رعبی که ممکن است جامعه ما از لشکر واقعی دشمن داشته باشد.
این نکته نه فقط از منظر فلسفی که بدان اشاره کردیم، بلکه بویژه از منظر روانشناختی و روانشناسی اجتماعی نیز قابل مطالعه و بررسی است.
اما یکی از مهمترین راهبردهای دشمن برای ایجاد وحشت و رعب از لشکر خیالی در افراد و جامعه ما، به راه انداختن جنگ روانی است.
جنگ روانی با وجود تعاریف مختلفی که از آن وجود دارد- اجمالا عبارت است از استفاده از هر نوع وسیله و ابزاری به منظور تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار (گرایش و کنش) افراد یا جامعه، که در موقعیتهای جنگی معمولاً با یک هدف نظامی مشخص نیز همراه است.
در واقع دشمن آنگاه که نتواند با جنگ نظامی محض به همه اهداف خود دست یابد، به جنگ روانی متوسل خواهد شد، چنان که به جنگ شناختی یا ادراکی، جنگ روایتی و ... هم خواهد پرداخت. ماهیت جنگهای کنونی، همین وضعیت ترکیبی آنهاست که در آن از همه اقسام ممکن جنگ بهرهگیری میشود.
در مواجهه با جنگ روانی دشمن، وظیفه نخبگان و اهل علم و فرهنگ، صاحبان قلم و تریبون، صدا و سیما و رسانههای خودی، کنشگران فضای مجازی و همه دغدغهمندان اسلام و ایران، نه فقط این است که متوجه عملیات روانی دشمن باشند و با راهکارهای مناسب به افشا و خنثیسازی آن بپردازند (دفاع روانی)، بلکه این نیز است که در وضعیت تدافع و انفعال باقی نمانده، تهاجم و فعالیت لازم را هم انجام دهند (حمله روانی).
همچنین توسعه و تعمیق معنویت و سلامت معنوی با رویکرد اسلامی در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی، نقشی بسیار کلیدی و محوری در مواجهه با عملیات روانی دشمن ایفا میکند و تاب آوری جامعه را در برابر مشکلات و مسائل جنگ روانی بنحو چشمگیری افزایش میدهد





