ضرورت تحول در نظام آموزش روانشناسی و مشاوره در کشور
به بهانه نشست هم اندیشی کارگروه سلامت روان ذیل ستاد سلامت شورای عالی انقلاب فرهنگی مواردی را به عنوان بخشی از مباحث طرح شده در آن نشست مطرح شده است که امیدوارم مورد عنایت وتوجه دست اندکاران و متولیان امر قرار گیرد.
بنده بر این باور هستم که طرح عمومی موارد مهمی از این دست مباحث که به نوعی با سرنوشت جامعه در ارتباط است امکان دریافت نظرات گوناگون را فراهم می کند تا تصمیمات با رعایت همه جوانب به نتیجه مطلوب برسد.
یکی از مواردی که در جلسه مذکور مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مقرر شد دردستور کار ستاد سلامت و نهایت شورای عالی قرارگیرد ضرورت تحول در نظام آموزش روان شناسی و مشاوره کشور بود.
کمتر کارشناسی تردید دارد که تحول در آموزش و ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره، ضرورتی ملی برای ارتقای سرمایه اجتماعی، کاهش بار اختلالات روانی و تحقق عدالت در سلامت است. این تحول تنها از طریق همافزایی میان نظام سلامت، آموزش عالی، نهادهای سیاستگذار و سازمانهای بیمهگر امکانپذیر خواهد بود. بسیاری از کارشناسان براین باور هستند که رویکرد سلامتمحور، جامعهنگر، مبتنی بر شواهد و متکی بر مراقبتهای اولیه میتواند مسیر آینده سلامت روان کشور را به سوی کارآمدی، دسترسی عادلانه و اعتماد عمومی هدایت کند. خوشبختانه امروزه بر کسی پوشیده نیست که سلامت روان یکی از ارکان اصلی توسعه انسانی، عدالت اجتماعی و بهرهوری ملی است هر چند درکشور ما مبتنی به آموزه های فرهنگی و دینی از دیرباز سلامت روان مورد توجه بوده است. برهمین مبنا توسعه قابل تقدیرکمی و کیفی خدمات روان پزشکی و روان شناسی در ایران به خصوص بعد از انقلاب اسلامی در دستور کار و مورد اهتمام خبرگان و سیاست گزاران بوده است ولی با توجه به تحولات سریع و وسیع فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی نیازمند بازنگری جدی در ساختار آموزش، ارائه خدمات و نظام حمایت مالی هستیم. یکی از مواردی که به اذعان کارشناسان علمی واجرایی در شرایط کنونی، به عنوان یک چالش جدی مطرح است پراکندگی کوریکولومهای آموزشی روانشناسی و مشاوره است.
در کوریکولوم های چند گانه فعلی که بخشی در وزارت بهداشت و بخشی در وزارت علوم ملاک برای پذیرش دانشجو و تربیت نیروی انسانی است غلبه رویکردهای غیر بالینی و عدم فضای مناسب برای آموزش بالینی حداقلی یک ناهمگونی فرساینده ای ایجاد کرده است. با ملاک قرار دادن کوریکولوم های موجود فاصله آموزش با نیازهای واقعی نظام سلامت همچنان عمیق تر می شود و همین امر گسترش برخی مداخلات غیرعلمی و شبهعلمی را نیز سبب شده است. بدیهی است با این رویه باید شاهد کاهش بیشتر اثربخشی خدمات سلامت روان و دشواری دسترسی مردم به خدمات معتبر باشیم.
بر این أساس ضرورت دارد تا سیاستگذاران حوزه سلامت، آموزش عالی و نهادهای تنظیمگر، ذیل ستاد سلامت شورای عالی انقلاب فرهنگی یکسانسازی و استانداردسازی کوریکولوم آموزش روانشناسی و مشاوره را در اولویت کاری خود قراردهند. یکی از ساختارهای قانونی که می تواند و باید سر منشا شروع این کار بزرگ و بر زمین مانده در کشور باشد شورای عالی انقلاب فرهنگی است که امیدوارم و پیشنهاد موکد دارم که با تصویب ماده واحده ای بازبینی کوریکولوم آموزشی روان شناسی ومشاوره و هم افزایی و هماهنگی آن با کوریکولوم روان پزشکی را برای نظام سلامت و یا ساختار فرادستگاهی مثل فرهنگستان علوم پزشکی تکلیف کند و همه دستگاههای دیگر که در آموزش روان شناسی دخیل هستند را ملزم به همکاری و مساعدت براین امر مهم نماید.
یاد آوری می شود که منظور از هماهنگی برای تدوین کوریکولوم نباید ناخواسته به سمت سهم خواهی دستگاهی سوق پیدا کند و دربازبینی کوریکولوم لحاظ کردن موارد زیر ضروری واجتناب ناپذیر است.
- برنامههای آموزشی رشتههای روانشناسی و مشاوره در سطح ملی، با لحاظ آموزه های دینی و فرهنگی و مبتنی بر نیازهای نظام سلامت کشور، استانداردهای علمی روز و شایستگیهای حرفهای بازطراحی و یکسانسازی شوند.
این بازنگری باید با تاکید بر تولیت نظام سلامت و به تبع آن پاسخگو کردن نظام سلامت به مراجع قانونی و نظارتی و مردم، بر آموزش مهارتهای بالینی در محیط های بیمارستانی و درمانگاهی، پیشگیری، ارتقای سلامت روان و مداخلات مبتنی بر شواهد پافشاری نماید. پراکندگی و موازیکاری و آموزشهای فاقد کارآمدی عملی را منتفی کند. وازهمه مهم ترارتباط آموزش دانشگاهی با نیازهای واقعی جامعه و شبکه خدمات سلامت را تقویت کند.
2-دربازبینی کوریکولوم نظام آموزش و خدمات روانشناسی باید از تمرکز صرف بر درمان اختلالات، به سمت ارتقای سلامت روان، پیشگیری، تابآوری اجتماعی و مداخلات زودهنگام حرکت کند. و برای رسیدن به این تحول ادغام خدمات سلامت روان در مراقبتهای اولیه سلامت (PHC)؛ توسعه خدمات جامعهنگر و مدرسهمحور؛ آموزش نیروهای انسانی برای ارائه خدمات در سطوح اولیه و قابل دسترس جامعه را سرلوحه تحول آموزش روان شناسی و روان پزشکی قراردهد. به عبارتی کوریکولوم آموزشی روان پزشکی نیز با همین رویکرد بازبینی و اصلاح شود.
3-بدیهی است طراحی و بازبینی باید بر این اصل استوار گردد که خدمات سلامت روان بخشی جداییناپذیر از شبکه مراقبتهای اولیه کشورباشد تا دسترسی آسان، کمهزینه و بدون انگ برای عموم مردم فراهم شود.
4-برای دسترسی آسان و ارزان به خدمات حمایت های بیمه ای یکی از شروط لازم است که تحقق این هدف نیازمند تعریف بستههای خدمت استاندارد سلامت روان؛ استقرار نظام ارجاع مؤثر؛ بهرهگیری از تیمهای بینرشتهای در سطح جامعه است که باید در مفاد آموزشی باید گنجانده شود.
5-ازنظر کارشناسی تحول فوق می تواند به جای برخورد قهری و پرهزینه یک مقابله نظاممند با شبهعلم در حوزه روانشناسی فراهم کرد. تردیدی نیست که حفظ سلامت روان جامعه مستلزم صیانت علمی از این حوزه است از اینرو ضروری است که آموزشها، مداخلات و خدمات روانشناختی صرفاً مبتنی بر شواهد علمی بومی معتبر باشند؛ نظام اعتباربخشی و نظارت حرفهای تقویت شود؛ و از ترویج روشهای فاقد پشتوانه علمی با هر عنوان و نامی که میتوانند سلامت روان مردم را به خطر اندازند، جلوگیری گردد.
6-درکوریکولوم آموزشی بومی شده می توان به اصلاح نظام تأمین مالی و حمایت بیمهای نیز امیدوار شد. بدیهی است پایداری و اثربخشی خدمات سلامت روان بدون حمایت مالی ساختاری امکانپذیر نیست. منطبق بر کوریگولوم و مفاد آموزشی می توان حمایت بیمهای از «بستههای خدمت سلامت روان» را جایگزین پرداختهای صرفاً مبتنی بر تعداد خدمات کرد. خدمات بیمه ای را هدفمند بر خدمت با تمرکز بر پیامدهای سلامت و کیفیت خدمات طراحی کرد و خدمات پیشگیرانه و ارتقایی را نیز مشمول پوشش بیمهای قرارداد.





