دسته بندی
جمعه 1405/04/12 07:42
شماره :
3582

 در خاکسپاریِ یک کوه

یادداشت وارده:

روزهای پیشِ رو، روزهایی است که زمین در لرزشی عمیق، پذیرای باری خواهد گشت که هیچ خاکستری تابِ تحملش را ندارد. ما در آستانه‌ی هفته‌ای هستیم که در آن، غوغای تشییع و سکوتِ تکان‌دهنده‌ی تدفین، قلب‌های ما را به لرزه خواهد انداخت. در این سفرِ غم‌بار، از دوشنبه در تهران و سه‌شنبه در قم، تا چهارشنبه در نجف و کربلا و سرانجام پنجشنبه در مشهد، ما تنها پیکری را بدرقه نمی‌کنیم؛ ما داریم پاره‌ای از تاریخ، تکه‌ای از عزت و ستونِ استوارِ ایمانمان را به آغوش زمین می‌سپاریم.

او رفت... آقای مقتدری که معنای قدرت را نه در تالارهای باشکوه، که در سجاده‌های شبانه و در تکیه‌گاهِ مستضعفان می‌جست. اقتدار او، تجلیِ حقی بود که هرگز در برابر باطل سر خم نکرد؛ او به ما آموخت که چگونه در برابر یزیدی‌های زمانه، با قامتی برافراشته و قلبی استوار بایستیم.

او رفت... آقای مظلومی که در عینِ شکوه، خستگی‌های روزگار و زخم‌های بی‌صدا را در خلوتِ قلبش نهفت. مظلومیتی که نه از ضعف، بلکه از جنسِ صبرِ قدسیِ آل‌محمد بود؛ مظلومیتی که در هر نگاهش، رنجِ ملت و غمِ امت جاری بود و لبخندش، مرهمی بر زخم‌های جاری ما

او رفت... آقای مجاهدی که تمام عمرش را در جبهه‌ی نبرد با جهالت و استکبار سپری کرد. مجاهدی که هرگز از میدان نگریخت و هرگز در برابر دشواری‌های راه، سست نشد. او به ما آموخت که جهاد، تنها با تفنگ نیست؛ جهاد در کلمات است، در استقامت است و در وفاداری به هدفی که تا به کمال نرسد، آرام نمی‌گیرد.

اکنون در این روزهای انتظار، در حالی که دست‌هایمان برای آخرین وداع خالی و چشمانمان اشک‌بار است، می‌بینیم که او حتی در غیابش نیز ما را یگانه می‌سازد. تشییع او، تجلیِ عشقی بی‌پایان خواهد بود و تدفینش، کاشتنِ دانه‌ی امید در خاکِ وطن؛ تا فرداها، از این خاک، مجاهدانی برخیزند که مقتدرتر، بیدارتر و استوارتر از پیش باشند.

خداحافظ ای آقای مقتدر، ای مظلومِ وارسته، ای مجاهدِ خستگی‌ناپذیر...

تو در کمالِ حقیقت رفتی، تا ما را در کمالِ استواری به یادگار بگذاری.

دکتر خلیل علی محمدزاده، دبیر گروه سلامت و همکاری های بین المللی و عضو وابسته فرهنگستان علوم پزشکی

۱۲ تیرماه ۱۴۰۵

X