سرمایهای از دل خاکریز؛ بازخوانی الگوی نجات در طب رزمی

یادداشت وارده:
دکتر خلیل علیمحمدزاده، عضو وابسته فرهنگستان علوم پزشکی
در لایههای زیرین تاریخچهی نظام سلامت ایران، تجربیاتی نهفته است که فراتر از خاطرات جنگی، به عنوان مدلهای عملیاتی و پیشران در مدیریت بحران، قابلیت تحلیل و تبیین دارند. یکی از این تجارب درخشان، در نشست شورای آیندهنگاری و نظریهپردازی فرهنگستان علوم پزشکی، توسط جناب آقای دکتر محمدعلی محققی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و فلوشیپ جراحی سرطان، بازخوانی شد؛ روایتی از عملیات رمضان در تابستان سال ۱۳۶۱ که در آن، تلاقی تخصص، ایثار و مدیریت لجستیکی، منجر به خلق الگویی بیبدیل در نجات انسانها گشت. مفاد این گفتار، بر مدار روایتهای این طبیب وارسته تنظیم و تقدیم میگردد.
تصور کنید در محیطی که زمین از شدت آتشبارهای دشمن سیاه شده و هر ثانیه، مرز میان حیات و ممات است، تخصص پزشکی به جای انتظار در محیطهای استریل، به سوی نقطه صفر حرکت میکند. در آن روزهای سخت، پزشکان جوانی چون دکتر محققی، دکتر فروتن، دکتر امامی رضوی و دیگر همرزمانشان، با رویکردی پیشرونده، مفهوم بهداری رزمی را در میدان عمل پیاده کردند.
تحلیل سیره عملیاتی در عملیات رمضان نشان میدهد که آنچه رخ داد، صرفاً یک امدادرسانی ساده نبود، بلکه استقرار یک زیرساخت لجستیکی پیچیده در کوتاهترین بازه زمانی ممکن بود. تبدیل بیابانی تحت آتش به یک اورژانس صحرایی در عرض چند ساعت و پذیرش و جراحی صدها مجروح در محیطی با امکانات حداقلی، گواهی بر اوج مهارت در مدیریت منابع و زمان است. اجرای جراحیهای فوقتخصصی نظیر جراحی مغز و نخاع در سولههای صحرایی، اثبات کرد که طب رزمی ایرانی توانسته است استانداردهای جراحی را با شرایط محیطی سخت تطبیق دهد؛ دستاوردی که در ساختارهای نظامی و پزشکی بسیاری از کشورهای پیشرو نیز به ندرت دیده میشود.
نکته کلیدی در این تجربه، پیادهسازی دقیق زنجیره نجات است: از تثبیت اولیه در سنگر، به جراحیهای حیاتی در بیمارستان صحرایی و در نهایت انتقال به مراکز تخصصی شهری. این مدل، در واقع عملیاتی کردن مفهوم ساعت طلایی است تا نرخ بقای مصدومان در شرایط بحرانی به حداکثر برسد.
امروز، ضروری است که این تجارب بومی و ارزشمند، از فضای خاطرهپردازی و روایتگری خارج شده و به عنوان یک ضرورت علمی در نظام سلامت ادغام گردند. این درسهای آموختهشده باید به صورت ساختارمند، در قالب متون آموزشی و پروتکلهای عملیاتی به نسل جوان و دانشجویان علوم پزشکی منتقل شود. دانشجویی که در محیطهای کنترلشده دانشگاه آموزش میبیند، باید با این پارادایم آشنا گردد که تخصص پزشکی در زمان بحران، تنها در گرو مهارت جراحی نیست، بلکه در توانایی مدیریت استرس، بهینهسازی امکانات حداقلی و اتخاذ تصمیمات سریع در محیطهای غیرایدهآل متجلی میشود.
ادغام طب رزمی در نظام سلامت، به معنای تجهیز کادر درمان به فرهنگ مقاومت و تابآوری است. این رویکرد، نظام سلامت ما را از وضعیتی که صرفاً پذیرنده بیماران در بیمارستان است، به سیستمی پویا، متحرک و منعطف تبدیل میکند که میتواند در هر حادثه گستردهای، با بهرهگیری از شبکه بهداری نظامی و تخصص پزشکی، سریعترین و دقیقترین پاسخ را به جامعه ارائه دهد.
میراث امدادگران و متخصصان شهید و ایثارگر در عملیات رمضان، که در سالهای پس از آن نیز تکامل یافت، تنها نجات جان دهها هزار رزمنده نبود، بلکه طراحی یک الگوی عملیاتی برای مدیریت سوانح بود. این الگو، اگر امروز در نظام آموزشی ما نهادینه شود، تضمینکننده این خواهد بود که نسل آینده کادر بهداشت و درمان، در سختترین لحظات جنگ و هر بحرانی، با تکیه بر ایمان، علم و تجربه، تابآور و بازوی نجات انسانها باشند.





